ml>
شهید محمد ارغنده از نیروهای سپاه آبادان
یاد شهدای دلاور به خیر
یاد شهید محمد ارغنده به خیر
شهیدی که هر وقت به نماز می ایستاد هیچ چیز ی نمی توانست او را از یاد خدا غافل کند
یکی از همرزمان نزدیک این شهید دیشب خاطره ای برام تعریف کرد که شنیدنش خالی از لطف نیست.
این جوان خیلی شوخ طبع بود وبا شوخی طبعیهای خودش در هر حالی که بود به دوستانش روحیه می داد .حتی بعضی مواقع در حال نماز
دوستاش رو می خنداند .اما دوستانش هر کاری می کردند نمی تو نستند موقع نماز ایشون رو بخندونند
در یکی از روزها که دشمن حمله کرده بود شهید ارغنده بیرون از سنگر در حال خواندن نماز بود .دشمن مرتب با شلیک گلوله های پی هم در پی و شهید هم در حال نماز .( یکی از اززوهای شهید
این بود که مانند حضرت ابالفضل العباس بالب تشنه ودست بریده به شهادت برسد.)نذر کرده بود تا زمانی که در جبهه هست روزه بگیرد ..اون روزو هم شهید روزه بود وشلیک گلوله ها مرتب روی سر شهید ودیگر
همرزمانش فرود می آمد .نماز شهید دو رکعتی بود .در حال قنوت بود . اما چنان با معبود ومعشوف خود در حال راز ونیاز بود که انگار هیچ اتفافی نیافتاده است . دوستان شهید وقتی شاهد این صحنه بودند هر یک از
اونها چیزی طلب می کردند .یکی شفاعت می خواست .یکی شهادت می خواست .یکی می گفت سلام ما رو به سالار شهیدان برسان. دوستان شهید شاهد بودند که قطرات صاف وزلال اشک در میان دود وخاکستری
که روی صورت شهید نشسته اما او را از حال نماز خارج نکرده . آمبولاتس آمده بود تا مجروحین را حمل کند .وشهید همچنان در حال نماز بود .آمبولانس پشت سر شهید در حال جمع آوری مجروحین بود .که ناگهان گلو له
ی دیگر به آمبولانس اصابت کرد وراننده آمبولانس مجروح وشهید ارغنده تازه سلام نمازش را داده وانگار این اتفاق تازه اقتاده باشد .شهید محمد برای کمک به راننده آمبولانس ودیگر مجروحین شتافت .اما گلوله ای در کنار
آمبولانس اصابت کرد ودست شهید را قطع کرد ودر همان حال به شهادت رسید وبه آرزویش که شهادت با لب تشنه وبا دست قطع شده بود رسید .
یادش گرامی وراهش پر رهرو باد.
خاطره از زبان همرزم شهید .جانباز عزیز سید منصور سجادی
نوشته شده توسط : مسافر کربلا