به نام آفريدگار خون و شهادت
بوي عشق و حماسه ، بوي حسين مي آيد
آن حنجره آهنگ سرودش خون بود
آن پنجره دستي که گشودش خون بود
در وادي اشراق شهادت،آن يار
خون بود همه کشف و شهودش خون بود
************************************
در اوج قدرت نمايي خورشيد،لحن اعجاب انگيز اذان شنيدنيست که در لابه لاي واژه گان الهيش ،ندايي که شايد بي
اغراق دل هر دلداري را به قيام فرا مي خواند به گوش مي رسد؛آيا کسي هست که مرا ياري دهد؟
در اين ظهر عاشورايي ودر اين خالصانه ترين احساسات دست نخورده،واژه گان اين ندا زمزمه مي شوند؛اما ...نه،چقدر
اشتباه!حسين ابر مرد ايمان و انديشه و عمل است،نه حقارت پذير مصلحت انديش.مرد راستي و قيام و خداست،وارث
به حق علي.چگونه مي شود اورا شناخت؟! اين حسين کيست که عالم همه ديوانه ي اوست.