html> زمزمه فاطمه - معصومين
زمزمه فاطمه - معصومين

+ زمزمه فاطمه

دوشنبه 3 تير 1387 ساعت 9:38 صبح








فاطمه الگوي زن مسلمان / به مناسبت تولد حضرت فاطمه زهرا(س) و روز زن







دخت آفتاب، زهراي مرضيه نمونه يک الگوي نيکو و «اسوه حسنه» مي باشد که بي شک شناخت عرصه عظمت و گستره شخصيت ايشان در فراز و فرود زندگي راه اطاعت، ارادت و پيروي تمام عيار را به همه علاقه مندان مي نماياند تا در هنگامه هاي حوادث طاعتي بي چون و چرا از جانشينان معصومان(ع) در جامعه از خود نشان دهيم و «فاطمه وار زيستن» را نصيب خود سازيم. ..




در اين که «صداقت» يعني راست انديشي، درست گفتاري صحيح رفتاري و در مقابل پرهيز از کج فکري، خودداري از دروغ و ناروا و مرتکب نشدن به انحراف و لغزش، پايه و مايه موفقيت هر تشکل و حرکت دسته جمعي مخصوصا کاميابي «کانون خانواده» است. کمتر کسي به خود ترديد راه مي دهد. در اين ميان الگو خواهي و الگويابي نقشي ويژه در شکل گيري شخصيت انسان ها ايفا مي کند و از آغازترين روزهاي زندگي به صورت نيازي فطري در محيط خانواده و با پذيرش گفتار و رفتار اطرافيان پديدار مي شود و با ورود به عرصه هاي مختلف اجتماع، جلوه اي چشمگيرتر مي يابد و افزون بر پذيرش و يادگيري، در پرورش و شکل پذيري شخصيت انسان تاثير مي گذارد و او را به «صعود» يا «سقوط» مي کشاند.


دخت آفتاب، زهراي مرضيه نمونه يک الگوي نيکو و «اسوه حسنه» مي باشد که بي شک شناخت عرصه عظمت و گستره شخصيت ايشان در فراز و فرود زندگي راه اطاعت، ارادت و پيروي تمام عيار را به همه علاقه مندان مي نماياند تا در هنگامه هاي حوادث طاعتي بي چون و چرا از جانشينان معصومان(ع) در جامعه از خود نشان دهيم و «فاطمه وار زيستن» را نصيب خود سازيم.


بارزترين ويژگي اخلاقي و رفتاري فاطمه (س) دختر والاگهر پيامبر اسلامي هم اين است که اضافه بر گروه تاريخ و همگان، عايشه همسر پيامبر (ص) مي گويد: من غير از پيغمبر (ص) هيچ کس را از فاطمه (س) راستگوتر نديده ام. آن گاه بر اساس همين خصلت صداقت و درستي فاطمه(س) است که آن بزرگوار، لقب «صديقه» هم يافته است.


اگر بخواهيم در مورد خصايص و ويژگي هاي حضرت فاطمه (س) سخن بگوييم بايد کتاب هاي مطلب نوشت فلذا براي آشنايي بيشتر حضرت به گوشه هاي از زندگي نوراني ايشان اشاره مي نماييم.


1- ازدواج فاطمه(س): پيوند زناشويي فاطمه (س) که نخستين دستور آن از سوي پروردگار عالم بود برقرار شد و در مقابل کارشکني رقيباني که رسول خدا(ص) دختر خود را به آنان نداده بود سخناني نگران کننده اي به حضرت فاطمه مي گفتند که رسول خدا تو را به ازدواج جواني در آورده که فقير است و مال و ثروتي ندارد، رسول خدا نيز به آن حضرت فرمود: نه پدر تو فقير است و نه شوهر تو، بل که او بهترين شوهرست.


در جاهاي متعددي از پيامبر اکرم(ص) نقل شده است که اي فاطمه!خداوند به من دستور داد تا تو را به ازدواج در آورم که ايمانش به من از هر کس جلوتر است و علم او بر ديگران افزون و اين را بدان که ازدواج با علي امر خدا بود. به هر حال حضرت فاطمه و علي (ع) زندگي خود را با مهريه 48 درهمي آغاز نمودند.


2- عرصه خانوادگي: با پژوهشي اندک در زندگاني حضرت فاطمه (س) متوجه خواهيم شد که در ابتدا با استفاده از راهنمايي هاي دلسوزانه و تجارب حکيمانه بزرگترهاي خويش مانند رسول اکرم (ص) در مورد کارهاي زندگي و اداره امور خانه از آن حضرت کسب تکليف مي نمودند.


روايت است از سلمان فارسي، که روزي در خانه فاطمه بودم ديدم آن بانو نشسته بود و آسيابي پيش روي وي قرار داشت و به وسيله آن مقداري جو آرد مي کرد. ناگاه دسته آسياب را نگاه کردم ديدم خون آلود است و در آن سو امام حسين (ع) که در هنگام کودک شيخواري بود بر اثر گرسنگي به شدت  گريه مي کرد رو به حضرت کرده و گفتم: اي دختر رسول خدا چندان خود را به زحمت نينداز، فضه- کنيز شما – اکنون در خدمت حاضر است (از او کمک بخواهيد). فرمود: رسول خدا به من سفارش نموده، تا کارهاي خانه را يک روز من و روز ديگر فضه انجام دهد. ديروز نوبت فضه بود و امروز نوبت من است.


يا در جاي ديگر نقل است: روزي پيامبر اکرم(ص) به خانه فاطمه(س) مي آيد و مشاهده مي نمايد گردن بند طلايي بگردن دخترش آويزان است که علي (ع) از حقوق خويش آن را براي همسر خود خريداري کرده است، مي فرمايد: دخترم مبادا طوري زندگي کني که مردم بگويند فاطمه (س) دختر محمد(ص) همانند جباران و قدرتمندان لباس مي پوشد و رفتار مي نمايد. آن گاه حضرت فاطمه که مسئوليت الهي در قبال نبوت احساس مي کند گردن بند را مي فروشد و از قيمت آن برده اسيري را خريداري و آزاد مي نمايد.


اين جاست که فاطمه (ع) براساس يک احساس مسئوليت شديد الهي و اجتماعي ساده زيستي را انتخاب مي کند.


3-عرصه معنوي اخلاقي: از سلمان نقل شده است که روزي فاطمه را ديدم که چادري وصله دار و ساده بر سر دارد. در شگفتي ماندم و گفتم: عجبا! دختران پادشاه ايران و قيصر روم بر کرسي هاي طلايي مي نشينند و پارچه هاي طلا بافت به تن مي کنند و اين دختر رسول خداست که نه چادرهاي گران قيمت سردارد و نه لباسهاي زيبا بر تن. فلذا حضرت فاطمه (س) به سلمان مي فرمايد:«اي سلمان! خداوند بزرگ لباس هاي زينتي و تخت هاي طلايي را براي ما در روز قيامت ذخيره کرده است.»


در جاي ديگر حضرت فاطمه (س) به پيامبر اکرم مي فرمايد: آن چه براي زنان نيکو است آن است که مردان نامحرم را نبينند و نامحرمان نيز از او ننگرند. و در صحنه اي ديگر از مرد نابينايي که با رسول خدا (ص) به منزل فاطمه (س) آمده بود، فاصله گرفت و فلسفه تصميم خود را اين چنين بيان کرد: پدرجان ! اگر او مرا نمي بيند، من او را مي نگرم و او بوي زن را استشمام مي کند. از ديدگاه آن حضرت روابط  زنان و مردان بيگانه به طور مطلق ممنوع نشده بل که حفظ ارزش ها و معيارهاي الهي انساني در روابط شرط اول است.


4-عبادت فاطمه (س) : بايد سراسر زندگي اين بانوي معصوم را در حال عبادت محسوب کنيم چه اين که «خدمت به خلق» مخصوصا خدمت فعال در خانه علي(ع) بالاترين خدمت و حمايت و اطاعت از آن بزرگوار به حساب مي آمد و پاداش آن را هم پيغمبر (ص) تقرب در پيشگاه خداوند و بهشت جاودان مي دانست. اما در عبادت به معني نماز خواندن، شب زنده داري و مناجات با پرورگار عالم هم، حضرت فاطمه (س) در ميان آن همه کارهاي سخت زندگي در شرايط آن روز، آن بزرگوار جديت و تلاش فوق العاده اي به خرج مي داد. در ميان امت اسلامي، کسي از  فاطمه(س) عبادت کننده تر وجود نداشت، زيرا فاطمه (س) آن قدر به نماز و عبادت مي پرداخت که پاهاي او متورم و آزرده مي گرديد.


در زمينه عبادت و روحيه خيرخواهي و مردم دوستي آن بانوي بزرگ، به نقل از فرزندش امام  حسن(ع) آمده: شب جمعه اي ناظر عبادت و شب زنده داري مادرم بودم، وي در محراب عبادت خود، پيوسته در حال رکوع و سجود و مناجات و  دعا بود و براي مرد و زن اهل ايمان هم از خداوند درخواست موفقيت و خير صلاح مي کرد حتي با نام اشخاص، تا اين که سپيده صبح طلوع کرد و هوا روشن شد و گفتم: مادر براي خودت هيچ دعايي نکردي در حالي که پيوسته براي ديگران دعاگو بودي ! آن گاه فرمودند: فرزندم انسان مسلمان بايد اول در دعا به فکر ديگران باشد. بعد براي خود دعا کند.


5-آموزش فرزند: آن طور که تاريخ گواه مي دهد. فاطمه (ع) در مورد تعليم و تربيت فرزندان خويش مادري دلسوز پر تلاش و موفق بوده است. آن گاه که امام حسن (ع) هفت ساله بود. او رابه مسجد مي فرستاد تا مطالب وحي را از زبان پيغمبر (ص) بشنود. و آن گاه که آن کودک هفت ساله به خانه باز مي گشت مادر که گويا منظور تشويق فرزند خود را هم داشت از وي مي خواست آن چه را از پيامبر (ص) شنيده  بود براي مادر بازگو نمايد. آن گاه هم که اين مادر مهربان، با امام حسن(ع) کوچک خود در حياط خانه بازي مي کرد و او را روي دست بالا و پايين مي انداخت به او الگوي ايمان و زندگي مي داد و راه و رسم عدالت دوستي و ظلم ستيزي را اين گونه مي آموخت.


اشبه اباک يا حسن / و اخلع عن الحق الرسن


و اعبد الهازامنن  / و لا توال ذاالاحسن 


پسرم! هم چون پدر خود باش و ريسمان ظلم و ستم را از گردن حق گسيخته گردان. به عبادت خداوندي برخيز که داراي نعمت هاي فراوان است و هرگز با افراد ستم پيشه طرح دوستي نداشته باش.


 


به به از اين مرحمت مادري   حيدريم حيدريم حيدري


نوشته شده توسط : مسافر کربلا

نظرات ديگران [ نظر]